رسولان
سرودن تجربه ي ماندگار سجده ي انتظار انسان است
چشم به بخششي ...
وجبي راه نرفته
از دست دوست كيسه اي سوي تو پرتاب مي شود
اميدي است
ديدار آتيت را منزلي ساخته اي؟
راحت تر از اين ؟
پس بشنو :
شعر آنست كه توان نگهداريش نيست
در زهدان تاريك عقل كوچكت
وقتش كه مي آيد ،
آنقدر دردت مي گيرد كه مجبوري
با هزاران درمان و دوا
به چيزي چون زايش دست يازي
گفتمت
شاعران
تكه هاي متلاشي شده ي آينه ي اندام رسول بشريتند .