شکست ناپذیر
انگار نه راهی ست در پیشم
و نه در پندار پشت سرم
از این شاخه به آن شاخه
این ستون تا آن ستون فرج هاست
ها را هزار بار درنوردیدم و باز
ستون اول این معمار
- به شرمی ناپایدار !
مآمن زخم های فرسوده ام گشته باز
شکست ناپذیری ست
آن که در خاطره ها رک می خورد
صدایم غریبی می کند
انگار در من طوطی دیگری سخنگوست
آوا , آواز همیشه نیست
بلکه باران است که در می زند
من ثبوت آوازیم
که با صدای نا آشناتر در من
فریاد کرده است :
شکست هایم را می شکنم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۲۸ ساعت توسط علی ایران نژاد ( نیما آرام )
|