رسالت
با آنکه سالهاست پُر معصیت نزیسته ام
گلی نچیده ام
و هیچ گنجشک پُر قیل و قال این صحن را
خشمگین ساکت نکرده ام
به گمانم که باز
سایه ی تاوان گلهایی که کودکانه تازیانه زدم
و خاطرات خشک شده ی پروانه های از یاد رفته ی کتاب هایم
مرا به رسالتی می کشاند
تا برای همه بچّه های این زمین
کتابی آسمانی بیاورم از رنگ های خیالی و پروانه های رنگی
چنان به دوست داشتن گلی دعوتشان کنم
که بیم آزار پروانه هشدار باشد
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۶/۰۸ ساعت توسط علی ایران نژاد ( نیما آرام )
|